حادثه بیانیه آمریکا آمریکایی کره شمالی

حادثه: بیانیه آمریکا آمریکایی کره شمالی کره شمالی دونالد ترامپ اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری از تنفر تا مشت! , دعواهای ادبی

داستان کنگر خوردن «هانس کریستین اندرسن» و لنگر انداختنش در منزل «چارلز دیکنز» و بعد قطع رابطه‌شان از ماجراهای معروف و جالب دنیای نویسنده‌هاست. چهره‌های مشهور دی

از تنفر تا مشت! , دعواهای ادبی

دعواهای ادبی؛ از تنفر تا مشت!

عبارات مهم : داستان

داستان کنگر خوردن «هانس کریستین اندرسن» و لنگر انداختنش در منزل «چارلز دیکنز» و بعد قطع رابطه ارزش از ماجراهای معروف و جالب دنیای نویسنده هاست. اشخاص مشهور دیگری هم بوده اند که از رابطه ای دوستانه به قطع رابطه، نامه هایی از سر دلخوری و حتی درگیری فیزیکی رسیده اند.

به گزارش ایسنا، «گاردین» در گزارشی که اخیرا منتشر کرده مفصلا به جریان دوستی «هانس کریستین اندرسن» و «چارلز دیکنز»، که با واکنش‌ها عجیب نویسنده «جوجه اردک زشت» به سردی و دلخوری می گراید، پرداخته و سپس نمونه های دیگری را از نوع روابط بین نویسندگان مشهور شرح داده است.

از تنفر تا مشت! , دعواهای ادبی

اقامت چندهفته ای «اندرسن» در منزل نویسنده رمان «داستان دو شهر» به هیچ عنوان خوشایند نبود. این دیدار باعث از بین رفتن رابطه دوستی این دو شد؛ نامه ای که «دیکنز» با لحنی رک و حاکی از آزردگی نوشته و اخیرا در یک حراجی به فروش گذاشته شده، گواه این ماجراست.

نویسنده دانمارکی قصه های فولکلوری چون «بندانگشتی» و «پری دریایی کوچولو» در مارس ۱۸۵۷ اعلام کرد قصد دارد دو هفته از تابستان را در منزل «دیکنز» در کنت سپری کند. او در نامه ای که پیش از عزیمتش پست کرد، نوشت: فقط به خاطر تو می آیم. گذشته از این ها، هر لحظه گوشه ای کوچک از قلبت را جهت من نگه دار.

داستان کنگر خوردن «هانس کریستین اندرسن» و لنگر انداختنش در منزل «چارلز دیکنز» و بعد قطع رابطه‌شان از ماجراهای معروف و جالب دنیای نویسنده‌هاست. چهره‌های مشهور دی

«چارلز دیکنز» و «هانس کریستین اندرسن»

بعد از این که دیدار پنج هفته ای «اندرسن» به آخر رسید، صاحب منزل نامه ای به «لرد جان راسل» – نخست وزیر اسبق انگلستان – نوشت و بیان کرد که نویسنده قصه های ماندگار ادبیات کودک دنیا اصلا میهمان خوبی نبوده است.

از تنفر تا مشت! , دعواهای ادبی

او در این نامه با لحنی شکوه آمیز نوشته: او فرانسه را مثل «پیتر پسر وحشی» و انگلیسی را مثل کر و لال ها حرف می زد. او حتی نمی توانست اسم کتاب خودش (The Improvisatore) را به زبان ایتالیایی ادا کند و به نظر می رسد مترجمش اذعان داشته «اندرسن» به زبان دانمارکی هم نمی تواند حرف بزند.

این نامه مهم که در حراجی به قیمت ۴۶۰۰ پوند به فروش رسید، یکی از یادگاری هایی است که از نویسنده «الیور توییست» و دیگر اشخاص شاخص بریتانیایی همچون «جین آستین»، «چارلز دیکنز»، ملکه «ویکتوریا»، «ویلیام گلَدستون»، «چارلز داروین» و «سر والتر اسکات» و… بر جای مانده و در این حراجی عرضه شد.

داستان کنگر خوردن «هانس کریستین اندرسن» و لنگر انداختنش در منزل «چارلز دیکنز» و بعد قطع رابطه‌شان از ماجراهای معروف و جالب دنیای نویسنده‌هاست. چهره‌های مشهور دی

داستان آشنایی «دیکنز» و «اندرسن» به سال ۱۸۴۷ برمی گردد. این دو در یک دورهمی اشرافی آشنا می شوند و «اندرسن» به «دیکنز» و کارهای او ابراز علاقه می کند و او را «بزرگ ترین نویسنده تاریخ» می خواند. نامه نگاری ها و رد و بدل کردن کتاب بین این دو ادامه داشت تا این که در سال ۱۸۵۷، «اندرسن» قصد سفر به کنت را کرد.

اما آن روزها اصلا وقت مناسبی جهت «دیکنز» محسوب نمی شد. نویسنده مشهور انگلیسی در آن دوران، در آستانه ترک کردن همسرش بود، رمان سریالی اش «دوریت کوچولو» چندان مورد استقبال قرار نگرفته بود و به شدت درگیر اجرای نمایش «منجمدِ عمیق» نوشته «ویکی کالینز» و بازی در آن بود.

از تنفر تا مشت! , دعواهای ادبی

از دید «اندرسن» هم، منزل «دیکنز» سرد بود و او از این که کسی نبود صبح ها صورتش را اصلاح کند، ناراضی بود. اندکی بعد، حال و هوای خاص او، صاحب منزل را دلگیر و ناراحت کرد. «اندرسن» هنگامی که با نقدی منفی راجع به یکی از کارهایش مواجه شد، گریه کرد. روزی هم که آخر در ۱۵ جولای منزل «دیکنز» را ترک کرد، اشک از چشمانش جاری شد.

اما «دیکنز» در عوض در آن روز، روی آینه اتاق میهمانش نوشت: هانس اندرسن پنج هفته در این اتاق خوابید – که از دید خانواده ما یک قرن گذشت!

این نویسنده چند روز بعد در نامه ای که به دوستش «ویلیام جردن» نوشت، از اخلاق عجیب «اندرسن» شکایت کرد.

رابطه بین این دو نویسنده برجسته، دیگر ادامه پیدا نکرد ولی آمده است که دختر «دیکنز» در جایی، میهمان عجیب ارزش را «فردی به شدت خسته کننده» توصیف کرده. گفته می شود «اندرسن» الهام بخش خلق شخصیت «یوریا هیپ» در رمان «دیوید کاپرفیلد» دیکنز بوده است.

دیگر نمونه ها از روابطی دوستانه بین نویسندگان صاحب نام که بعد از یک اتفاق، به سردی گراییده در ادامه آمده است:

«مری مک کارتی» و «لیلیان هلمن»

سال ۱۹۸۰ در یک برنامه تلویزیونی از «مری مک کارتی» ـ نویسنده و منتقد آمریکایی ـ پرسیده شد، کدام نویسنده زیادی بزرگ شده است هست. او در پاسخ گفت: «لیلیان هلمن» نمایشنامه نویس؛ او یک نویسنده بد و متقلب هست. هر کلمه ای که او می نویسد یک دروغ هست، از جمله «و» و «آن». این جریان به پرونده ای دادگاهی تبدیل شد و «هلمن» درخواست غرامتی دو میلیون و ۲۵۰ هزار دلاری کرد. ولی بعد از بررسی آثار زندگی نامه ای این نویسنده، دادگاه متوجه اطلاعات غلط و جعلی شد. این پرونده آن قدر به درازا کشید که «هلمن» فوت کرد و بنیاد او از دنبال کردن آن دست کشید.

«گور ویدال» و «ترومن کاپوتی»

وقتی «ترومن کاپوتی» ادعا کرد «گور ویدال» به خاطر بی احترامی به مادر «جکی کندی» و واکنش‌ها ناشایست، از دورهمی ریاست جمهوری کاخ سفید بیرون انداخته شده، «ویدال» از دوست قدیمی خود شکایت کرد و این دو به دشمن های خونی تبدیل شدند. «ویدال» هم مدعی شد در دورهمی دوست سابقش، «ترومن کاپوتی» را با چهارپایه اشتباه گرفته و روی او نشسته است!

«کاپوتی» راجع به «ویدال» گفت: هر لحظه جهت «گور» متأسف بودم. خیلی متأسف و ناراحتم که باید هر روز نفس بکشد. هنگامی که نویسنده «صبحانه در تیفانی» فوت کرد، «ویدال» گفت: از «کاپوتی» واقعا متنفر بودم، تنفری که تو از یک حیوان داری، یک حیوان موذی که راهش را به منزل تو باز کرده.

«گابریل گارسیا مارکز» و «ماریو بارگاس یوسا»

داستان دعوای گابریل گارسیا مارکز و ماریو بارگاس یوسا دو نویسنده بزرگ آمریکای لاتین هم شهرت فراوانی دارد. این دو پیش از سال ۱۹۷۶ و جریان مشت معروف «یوسا» زیر چشم «گابو»، دوستان صمیمی بودند؛ ولی آن چه در فرش قرمز اکران یک فیلم در مکزیکوسیتی رخ داد، باعث شد این دو نویسنده ۳۱ سال با هم حرف نزنند.

علت دعوای نویسنده «سور بز» با آقای «صد سال تنهایی» هرگز به درستی روشن نشد، ولی گفته می شود چون همسر «یوسا» بعد از خیانت او، جهت درددل کردن نزد «مارکز» رفته، او از این بابت عصبانی شده است و مشت محکمی به چشم دوست صمیمی و همکار دیرینش کوبیده است.

گفته می شود «پاتریشیا» همسر دوم و دخترخاله «یوسا» بین این دو دوست نشسته بود که ناگهان نویسنده پرویی رو به «مارکز» گفت: «خائن!» و مشتی را با دست راست، پای چشم چپ او خواباند. در آن زمان، خالق «پاییز پدرسالار» ۴۸ ساله و صاحب مدال نوبل ادبیات بود و «یوسا» که ۹ سال از او کوچک تر بود، ۲۸ سال بعد موفق به دریافت این جایزه مهم بین المللی شد.

«گارسیا مارکز» که هر لحظه به ثبت لحظات مهم زندگی علاقه نشان می داد، بعد از مشت خوردن از «یوسا»، از دوستی کلمبیایی خواست تا از چشم کبودش تصویر بگیرد؛ تصویری که روی جلد مجله «لاجورنادا»ی مکزیک نقش بست.

اگرچه رابطه این دو دوست قدیمی بعد از آن دعوای جنجالی به سردی و سکوت رسید، «یوسا» در مقاله مقدمه مانندی که به مناسبت چهلمین سالگرد انتشار «صد سال تنهایی» به چاپ رسید، نوشت: «صد سال تنهایی» یک رمان کامل و همگام با آثاری است که با جاه طلبی دیوانه وار خلق شده است اند و واقعیت را شانه به شانه به مسابقه می طلبند… این کتاب یکی از نمونه های نادر اثری معاصر است که همه می توانند بفهمند و از آن لذت ببرند.

واژه های کلیدی: داستان | داستان | نویسنده | اخبار فرهنگی و هنری

از تنفر تا مشت! , دعواهای ادبی

از تنفر تا مشت! , دعواهای ادبی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs